هشدار درباره سرنوشت سریال در شهر؛ تکرار تجربه ناموفق روزگار جوانی نشود

به گزارش غروب شهر، مجتبی برزگر از خبرگزاری تسنیم در تحلیلی به چالشهای ساخت دنبالههای سریالهای تلویزیونی در ایران پرداخته است. او معتقد است که پس از ورود پیمان جبلی به ریاست صدا و سیما، ساخت فصلهای متعدد سریالها متوقف و با دقت بیشتری بر کیفیت و اصالت داستانها تمرکز شده است.

بررسی تاریخچه سریالهای موفق نظیر پایتخت، دودکش، بچه مهندس و روزگار جوانی نشان میدهد که ساخت فصلهای دوم و سوم در بسیاری از موارد با ناکامی روبرو شده است. محمدحسین لطیفی، سازنده دودکش ۱، از ادامه دادن سریال خودداری میکرد و معتقد بود دنبالهها کیفیت اثر اول را از دست میدهند. برزو نیکنژاد نیز در تلاش برای احیای دودکش توفیق چندانی نیافت.

سریال بچه مهندس نیز در فصل چهارم خود، بدون حضور کارگردان اولیه، اعتبار و جذابیت روایتهای اول را از دست داد. در مقابل، سریالهایی چون نونخ و زیرخاکی با فصلهای تازه به استقبال مخاطبان رفتند. پایتخت نیز با ظرفیت برای تولید فصلهای بیشتر شناخته میشود، هرچند فصل ششم آن به دلیل ضعف فیلمنامه و دوری از ساختار اصلی داستان نقد شد. خشایار الوند تا فصل پنجم نویسنده این سریال بود و هویت اصیل آن را حفظ کرده بود.

مهران غفوریان با زیر آسمان شهر تجربه مشابهی داشت؛ فصل دوم نتواند موفقیت اول را تکرار کند و تغییر بازیگران در فصل سوم منجر به سقوط کیفیت شد. مهران مدیری نیز در سریالهایی چون در حاشیه و هیولا در ساخت دنبالهها موفق عمل نکرد، اگرچه دردسرهای عظیم با هر فصل محبوبیت خود را افزایش داد. لیسانسهها و فوقلیسانسهها نیز نمونهای دیگر از ناکامی در ادامه داستان بودند.

این چالش در ژانرهای غیرکمدی هم وجود دارد. هوش سیاه که به عنوان بهترین سریال پلیسی-کارآگاهی تلویزیون شناخته میشود، در فصل اول با بازی حسین پشتیبانی، کیکاووس یاکیده و داریوش اسدزاده موفقیت بزرگی داشت، اما فصل دوم نتواند همان راکورد را حفظ کند. دلایل اصلی شکست دنبالهها شامل عدم پایبندی به راکورد، از دست دادن بازیگران اصلی و ضعیف شدن فیلمنامه است.

مریم پیرکاری، مدیرعامل موسسه تصویرشهر، در گفتگو با خبرنگار تسنیم درباره مشارکت در ساخت در شهر جدید تأکید کرد که اگرچه تمایل به حضور در سریالهای نوستالژیک با موضوعات تهران وجود دارد، اما این کارها باید با کیفیت بالا و نه به صورت ضعیف و تکراری اجرا شوند. او هشدار داد که در شهر نباید سرنوشت روزگار جوانی را تجربه کند که نه تنها نوستالژی نبود، بلکه هیچ نسبتی با محبوبیت دهۀ ۱۳۷۰ نداشت.

بازیگران فصل جدید روزگار جوانی نیز نتوانند مخاطب را به تلویزیون بکشانند و سازندگان از پتانسیل بازیگران قدیمیتر چون بیوک میرزایی (بازیگر نقش عباسآقا) بهرهبرده نشدند. اصغر توسلی با سابقه خوب در تلویزیون و سینما نیز نتوانست این سریال را به موفقیت برسانند.

ملاک اصلی برای ساخت فصلهای جدید سریالهای موفق، دقت به نظر و خواست مخاطب است. سریالها باید سخنان جدیدی برای جامعه داشته باشند و مردم خود را در داستانها ببینند. وقتی مخاطب مشکلات و زندگی خود را در سریالها نیابد، این آثار فقط میآیند و میروند دونههی تأثیرگذاری باقی نمیگذارند.