به گزارش غروب شهر، محمدحسین حیدری از عکاسان دفاع مقدس مهمان برنامه تلویزیونی نردبان از شبکه مستند سیما بود و در این برنامه درباره توانایی عکاسی در دوران دفاع مقدس سخن گفت.
حیدری در مقدمه سخنان خود درباره سابقه عکاسیاش بیان کرد در کنار تحصیلات حسابداری، در کانون پرورش فکری و مدرسه عالی مولتی ویژن عکاسی و انیمیشن یاد گرفته بودم. پس از پیروزی انقلاب در مجموعههایی کار میکردم که فضای کار کاملا مرتبط با عکاسی داشت. اولین دوربینی که داشتم کینون ایاف بود و وقتی به حوزه هنری رفتم، دوربین میانفرمت آربی۶۷ و دو تا دوربین لایکا و نیکون داشتیم. در نهایت با آغاز جنگ، از دوربینهای خبریتر مانند کینون ایای۱ و کینون ایاف استفاده میکردیم و ایف۱ و نیو ایف۱ آخرین دوربینهای مورد استفاده ما بودند.
وی با اشاره به امکان عکسبرداری در شب در زمان جنگ گفت دقت داشته باشید که ما هشت سال جنگ را در ۱۴۰۰ کیلومتر مرز انجام دادیم. از آنجا که عمده عملیاتها در شب انجام میشد، دوربینها و امکانات آن روز جوابگو نبودند. حساسیت دوربینها ۱۰۰ یا حداکثر ۴۰۰ بود و به همین علت از غروب به بعد عملا امکان عکاسی نداشتیم. علاوه بر این، دوربینها دیجیتال نبودند و به طور دستی تنظیم میشدند. درست است که دستی بودن تنظیمات تمرکز عکاس را بالا میبرد، اما سختیهای زیادی هم داشت، چون عکاس تنها یک حلقه فیلم ۳۶ تایی در اختیار داشت و باید دقت زیادی میکرد تا عکس بهتری بگیرد.
این عکاس در ادامه درباره راهاندازی انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس و تشکیل آرشیو عکسهای دفاع مقدس اظهار نظر کرد قبل از هر چیز باید بگویم که ویژگی مهم این کار این است که به همت فردی انجام شده است. این اتفاق در حالی رخ داده که تعداد بسیاری سازمان داریم که ماموریت ذاتیشان همین کار است، اما کاری برای تشکیل آرشیو عکسهای دفاع مقدس انجام ندادهاند.
حیدری در مورد انگیزه خود گفت ما در انجمن به این نتیجه رسیدیم که تعداد زیادی از عکسهای دفاع مقدس در حال از بین رفتن است و باید کاری میکردیم تا آرشیو و نگهداری شوند. یادم است در اولین قدم و در سال ۱۳۷۳، دوستان را به مرکز هنری رزمندگان دعوت کردیم تا این پرونده را آغاز کنند. یکی از کارهای مهم ما شناسایی نزدیک به ۵ هزار عکاس از سراسر کشور بود که عکسهایی از دفاع مقدس داشتند.
او با اشاره به جمعآوری بیش از ۵ میلیون عکس در روایت فتح افزود این آثار در سطح کشور در حال از بین رفتن بود و باید ساماندهی میشد تا از بین نروند. تلاشهای فراوانی داشت تا کار با تمرکز بر جمعآوری عکسهای دفاع مقدس در روایت فتح آغاز شد. خوشبختانه در قدم اول، نزدیک به ۵۰۰ هزار فریم عکس گردآوری کردیم، اما اکنون بیش از ۵.۵ میلیون فریم عکس در اختیار داریم که بیش از ۳ میلیون آنها در گنجینه روایت فتح آرشیو شده است.
وی خاطرنشان کرد در قدم بعد، کار کتابها را آغاز کردیم تا نمود کارمان بیشتر نمایان شود. تدریجا کتابها بیشتر شدند و سراغ موضوعات مرتبط با جنگ مانند زن در دفاع مقدس، خرمشهر، شهدا و غیره رفتیم. سپس سراغ استانها رفتیم و در قدم بعد سراغ خود عکاسان رفتیم تا کتابی از آنها منتشر شود. تا کنون بیش از ۱۲ جلد کتاب از عکاسان دفاع مقدس به چاپ رسیده است.
حیدری در بخش دیگر از سخنان درباره حضور عکاسان در خط آتش و ثبت صحنههای حساس جنگ گفت بخش عمدهای از تاریخ جنگ را به علت نبود امکانات از دست دادیم. عمده عملیاتهای ما در شب بود، اما به علت نبود امکانات، هیچ تصویری از آنها نداریم. خود من دوست داشتم هنگام اولین شعاعهای خورشید در میدان باشم و عکاسی کنم. به همین دلیل همراه با رزمندگان به خط میرفتم تا بتوانیم از دقایق اولیه صبح که همه چیز تازه و بکر است، تصویربرداری کنیم. بر همین مبنا، بسیاری از شبها در کنار بچهها و در سنگرهای موقتی که برای پناه گرفتن میساختند، حضور داشتم.
او ادامه داد قطعا نمیخواستم اولین فریم عکاسیام از جنگ، اسلحه و مهمات باشد، بلکه روابط انسانی برایم مهمتر بود، چون معتقدم این روابط انسانی است که از بقیه جنبههای جنگ مهمتر است.
حیدری با اشاره به حضور خود در عملیات بیتالمقدس گفت اولین عکسهای من از جنگ، مربوط به عملیات بیتالمقدس است. آنجا اتفاقات شگفت و غریبی را میدیدیم. دقت داشته باشید در جنگ، هر فردی هر آن چیزی که در توان داشت را عرضه کرد. توان من هم دوربین و عکاسی بود و تلاش کردم آن را به بهترین نحو عرضه کنم. ما نمیخواستیم با عکسها خبررسانی کنیم و به همین دلیل بیشتر روی چهرهها و روابط انسانی کار کردم.
او به شکلگیری گروه چهل ناظر نیز اشاره کرد و گفت این گروه به نظر آقای محسن راستانی، از نوجوانان مسجد جواد الائمه و کمیته فرهنگی مسجد حاج علوان اهواز راهاندازی شد. آنها جمعی از نوجوانان علاقهمند را جدا میکردند و به آنها دوربین میدادند تا از جنگ عکاسی کنند. از این گروه ۲۱ نفر شهید شدند و ۳۵ نفر مجروح شدند. جالب است بدانید قاعده آنها این بود که هر فردی که شهید میشود، یک نفر جانشین شود تا عدد ۴۰ نفر به طور دقیق حفظ شود. نامگذاری گروه چهل ناظر به همین علت بود.
